تبليغاتX
Image and video hosting by TinyPic ........................................

نمیدونم دیشب برنامه کوله پشتی با حضور جناب رادان فرمانده انتظامی تهران بزرگ دیدین یا نه . اگه ندیدین که نصف عمرتون در فناست.  شهامت فرزاد حسنی در ۱۰ دقیقه پایانی برنامه حیرت آور بود. بی گمان بحثی که در مورد رفتار فوق العاده بد پلیس با مردم بخصوص دختران ابراز کرد و در مقابل رادان نتونست جواب قانع کننده ای بده جز مواردی بود که هیچ وقت در رسانه به اصطلاح ملی دیده نشده بود.

 اجرای بسیار زیبا منطقی و پر دل و جرات فرزاد حسنی بی شک تمامی بینندگان این برنامه را شگفت زده کرده بود.حرف دل خیلی ها رو با استدلال کافی بیان کرد.کلا یه چیز خیلی خفنی بود.

من که شخصا کف کرده بودم.  دیشب یا دست می زدم یا هورا می کشیدم. خواستم بگم دمت گرم فرزاد.

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 18:30  توسط شباهنگ  | 

موبایلمو خاموش کردم. تلفن خونه رو انسرینگه. حوصله ی هیچکدوم از دوستای ۲ روزه و ۱ ماهه و چندین ساله رو ندارم.  من به هیچکس تعلق ندارم. ساعت ۶ بعد از ظهر هست و من دارم شام می خورم! خوشمزه است نان داغ و پنیر لیقوان و چایی شیرین. چند روزی هست که کسی در خانه نیست و من هستم و خودم .من به هیچکس تعلق ندارم.

لقمه در دست به یاد برنامه "به نام دموکراسی " می افتم. گوشه لبم خنده تلخی نقش میگیرد. لقمه را می بلعم.۶ صبح با صدای تلفن بیدار شدم. همسایه مستاجر خانه مان بود.ابتدا فکر کردم حتما این پسرا دختر بردن تو خونه طرف مچشون گرفته. اما جریان چیز دیگری بود گویا لوله آب خانه ترکیده و مرد از ترس اینکه  سقف خانه  در مغز سرش فرود نیاید و مزاحم او و عیالش که در حال  انجام حرکات موزون صبحگاهی هستندنشود ـ۶ صبح احوالم را مخدوش کرد(چون شبا دیگه وقت این کارا نیست گذشت  روزگاری از آن لحظه ناب .با خستگی روزانه و قبض آب و برق و گاز و چک برگشتی و کرایه خانه کی دل و دماغ داره) . باری به هر جهت کلید خانه را  که نداشتم مستاجر هم که  خبر مرگش نبود مجبور شدم  ۷ صبح کلید ساز بیارم و فعلا شیر فلکه را ببندم تا لوله کش را خبر کنم.. لقمه را می بلعم. یادم رفت بگویم در خانه رفیق عزیزم هم هست.  محسن نامجوست. همونی که به صداش  میگم دیوانه بازی مدرن. مثل خودم دیوانه است.

اینکه زاده ی آسیایی رو می گن جبر جغرافیایی

اینکه لنگ در هوایی صبحونت شده سیگار و چایی

 هیچ وقت یاد نگرفتم سیگار بکشم. . لقمه را می بلعم. .  من به هیچکس تعلق ندارم.

+ نوشته شده در  شنبه سی ام تیر 1386ساعت 19:26  توسط شباهنگ  | 

  سلام يانگوم، ما تو را جمعه ها در تلويزيون مي بينيم، عکس هايت را هم ديروز در اينترنت تماشا مي کرديم و به تفاوت هاي کيفي پي مي بريم (منظورم کيفيت سريال است،) يانگوم جان تو خبر نداري ما چه مي کشيم (نترس چيز بد و بي تربيتي نمي کشيم.) تو نمي داني الان مهمترين مساله مملکت ما اين است که فوتباليست هاي تيم ملي با شلوارک نروند ناهار بخورند. شلوارک خوب نيست يانگوم، خيلي خطر داره يانگوم، تو نمي داني که اخيراً گفته اند دانشگاه ها محل فساد هستند و دوم خرداد هم محل انحراف. يادش بخير يانگوم، فساد و انحراف در گذشته صفايش بيشتر بود.

 يانگوم جان تو نمي داني در اينجا پنج، شش پست مهم را مي دهند به يک آقايي. او مي گويد رياست ستاد مبارزه با قاچاق کالا شغل نيست، راستي يانگوم اگر شغل نيست پس الف) تفريحات سالم است؟ ب) دستگرمي است؟ ج) مرغ ماهي خوار است؟ د) ميزان الحراره است؟ يانگوم جان بگو چيست پس؟

يانگوم مهربان، ما شاهد فداکاري هاي تو در دربار هستيم اما اين کارها آخر و عاقبت ندارد از دربار بيا بيرون و به ما بپيوند، يا لااقل بيا عضو اين معاونت رسانه يي رياست جمهوري شو و براي تمام تيترها و مطالب روزنامه ها يک جوابيه بنويس و بفرست، باور کن از بيکاري بهتر است، يانگوم، تو نمي داني مدتي است من هرچه مي نويسم يک جايش حذف مي شود.

ديروز رسماً مطلب را ريخته بودند توي چرخ گوشت. چرخ گوشت که نمي داني چيست. در دهه تو حتي در دربار استکباري ات هم چرخ گوشت نبوده. حيف در يک قرن پيش زندگي مي کني وگرنه با هم چت مي کرديم و همه مشکلاتمان را برايت مي گفتم

  برگرفته از http://www.daeyangom.blogfa.com/
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 12:44  توسط شباهنگ  | 

 

حتما آهنگ همیشه غایب با صدای همیشه جاوید زنده یاد فریدون فروغی شنیدین. سلطان داریوش هم این آهنگو سالیان قبل اجرا کرده بود که واقعا شنیدنی است.

دانلود

برای دانلود کردن آهنگایی که معروف به زیر خاکی از داریوش هستند به این وبلاگ سر بزنید

http://www.dariushfans.blogfa.com/

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت 23:50  توسط شباهنگ  | 

 

 

ما دوتا گربه بودیم  

رو ی دیوار گلی

من سیاه و مردنی

تو سفید و خپلی

 

یادته نصف شبا

می پریدیم روی بوم

تو کمینمون بودن

سگای تخم حروم

 

سگای تخم سگ و

بچه های تخم جن

یادته دیدنمون

پشت کیسه های شن!

 

...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت 12:15  توسط شباهنگ  | 

یاری زكس نديده و خود يار خود شديم             خود شمع اشگبار شب تار خود شديم

خط زمانه را به جفا  گر نوشته اند                   ما را چه غم   چو خويش وفادار خود شديم

صياد ما نبود كسي غير خويشتن                   خود دام و دانه خويش و گرفتار خود شديم

سود احرام آب چرا آتشم کند                          ختم حراج کرده خریدار خود شدیم

... 

"از دست نوشته ها ی پدر"

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم تیر 1386ساعت 14:23  توسط شباهنگ  | 

عرضم به درزتون (ببخشید حضورتون) بگه که در دوسال اخیر اگرچه ایرانیها سختی زیادی کشیدند اما در لابلای همه مسایل سوژه خنده زیادی داشتن از انرژی هسته ای گرفته تا امروز که بنزین شده سوژه خنده ملت.(البته پشت بند خنده گریه هم می کنن)

و اما جونم براتون بگه وزارت نفت لیست فیلم های تولید شده از این وزارت جهت شفاف سازی پروژه بزرگ سهمیه بندی بنزین را خدمت ملت غیور و شهید طلب و شهید پرور و شهید دوست و ازاینا به قرار زیر اعلام کرد : 

 ۱.به خاطر ۱ لیتر بنزین  ۲.من اکبر ۱۵ لیتر بنزین دارم  ۳.رستگاری قبل از ۱۲شب ۴.می خوام بنزین بزنم. ۵.دزد بنزین  ۶.م مثل بنزین !!  ۷.دیشب بنزین زدم آیدا  ۸.کارتی برای دو نفر  ۹.بنزینی ها ۱۰.سال های سهمیه بندی  ۱۱.مرد بنزینی ۱(به دلیل استقبال زیاد دست اندرکاران این فیلم  مرد بنزینی ۲ و ۳ را هم در دست تولید دارند.)

اندر عجایب این روزهای ما اینه که آقا کره گیر نمیاد. اینجایی که ما هستیم کره رفته تو بازار سیاه. باور کردنش سخته نه؟ ۲ کره ۱۰۰ گرمی اگه پیدا کنی ۶۵۰ تومان!!! عارضم خدمتون که میگن ماده اولیش از نیوزلند میومده چون تحریم شدیم حالا دیگه نمیاد.(راست و دروغش با شما!!)

 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم تیر 1386ساعت 17:24  توسط شباهنگ  | 

چند روز پیش مطلبی خوندم در مورد انبوه سازان.  انبوه سازان که میدونین یعنی چی؟اینایی که میان یه چیز تو مایه های شهرک درست می کنن. تو قانون    اومده به ازای هر ۲۰۰  واحد آپارتمان که می سازند موظف هستند یک مدرسه مجانی درست کنن.

تا اینجاش مشکلی نیست .مشکل اینجاست که انبوه سازان محترم  میگن مگه ما گاگول تشیف داریم که  مدرسه مجانی درست کنیم. خوب چی کار کنیم؟

این  جماعت ناکس میان ۱۹۹ واحد درست می کنن و چون قانون  تخمی ۲۰۰ واحد به بالا مد نظرش بوده به استناد قانون از ساختن مدرسه معاف میشوند!!!!

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت 11:3  توسط شباهنگ  | 

كاش تو قحطي شقايق        بشينيم توي يه قايق

بزنيم دلو به دريا                  من و تو تنهاي تنها

اونقده ميريم كه ساحل        از من و تو بشه غافل

قايقو با هم ميرونيم            اونجا تا ابد مي مونيم

جايي كه نه آسمونش نه صداي مردمونش    

نه غمش نه جنب و جوشش نه گلاي گل فروشش            مثل اينجا آهنين نيست

پس ببين يادت يمونه           كسي هم اينو ندونه

زنده بوديم اگه فردا               وعده ي ما لب دريا

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم تیر 1386ساعت 22:45  توسط شباهنگ  | 

صبح جمعه  هوا ابري بود.   آخ كه چقدر دلچسب بود.    باد بهاري دلنواز بود. 

 تنهايي لذت بخش ترين بود.   "بغض" داريوش رساترين بود.   غوره چيني بهترين كار من بود.

اين جمعه فرقي باديگر جمعه ها نداشت ليكن

 با خود انديشيدم كه شايد آينده از آن من بود! 

+ نوشته شده در  جمعه هشتم تیر 1386ساعت 17:51  توسط شباهنگ  | 

گیرم که در باورتان به خاك نشسته ام 

و ساقه هاي جوانم از ضربه هاي تبرهاتان زخم دار است.

با ريشه چه مي كنيد!!!

گيرم كه بر سر اين بام بنشسته در كمين پرنده اي

پرواز را علامت ممنوع مي زنيد

با جوجه هاي نشسته بر آشيانه چه مي كنيد!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم تیر 1386ساعت 17:50  توسط شباهنگ  | 

به ۱۵ كيلومتري كاشان كه  ميرسي  به جاده فرعي  بر مي خوري كه در كنار آن تابلويي است به اين مضمون  "مشهد اردهال ۱۵ كيلومتر"

شهر كوچكي است كه دور يك مسجد قديمي بسط يافته.با اينهمه مسجد در نگاه من بيشتر شبيه خرابه اي بود.قسمت پشتي مسجد آرامگاه يكي از شاعران بزرگ معاصر ايران زمين "سهراب سپري" است.و چقدر ساده بود مزارش!!!!!!!

روي عكسها كليك كنيد:

       

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 10:32  توسط شباهنگ  |