۱.حق تقدم با کیست؟
همیشه حق تقدم با شماست! چه از خیابان اصلی به فرعی می روید و چه از فرعی وارد اصلی بشوید!
۲.خطوط وسط خیابان
خطوط وسط خیابان ها و بزرگ راهها به منزله مطمئن شدن شما از آسفالت بودن جاده است.از میان خطوط راندن هم یک سنت قدیمی بوده که سالهاست منسوخ شده ! آن دسته از رانندگان خودروهای سیاسی را هم که می بینید از بین خطوط میرانند ناشی هستند و تا چند وقت دیگر این روش دست وپاگیر را فراموش خواهند کرد.
....
توضیح این که اینارو من نساختم.چیزایی بوده که شنیدم واگه خوشتون نمیاد نخونین.
-خانم معلمه سر كلاس از يه بچه تخسه مي پرسه: اگه سه تا گنجشك سر يه شاخه درخت نشسته باشن، بعد ما يكيشون رو با تير بزنيم، چند تا گنجشك رو درخت ميمونه؟ بچهه ميگه: هيچي! معلمه
.....
شبیه افسانه ها شده ای!
دیگر همه تو را می شناسند!
تو هم مرا از پيراهن روشن آن سالها بشناس!
چه خطوط تاري
كه در گذر گريه ها بر چهره ام نشست!
چه رشته هاي سياهي
كه در انتظار آمدنت سفيد شد!
چه زخمهايي كه .... بگذريم
بگذريم
مرا از آستين خيس همان سال ها بشناس
*****************************
یه پوستر زیبا
ابرای پاییزی دلگیر من.....................جوونترای چهره ی پیر من
چشمای من بی خبرای ساده...........منتظرای دل به جاده داده
مردمکاتون به کجا زل زدن..................باز مژه هاتون به کجا پل زدن
با اینکه هیچکس نیومد پیش من.........شب زده راهو چشمای درویش من
تنها نبودم حتی یک دقیقه............... با تنهایی که بهترین رفیقه
اي ياد دور دست كه دل مي بري هنوز چون آتش نهفته به خاكستري هنوز
هر چند خط كشيده بر آيينه ات زمان در چشمم از تمامي خوبان سري هنوز
سوداي دلنشين نخستين و آخرين عمرم گذشته است و توام در سري هنوز
اي چلچراغ كهنه كه ز آنسوي سال ها از هر چراغ تازه فروزان تري هنوز
بالين و بسترم همه از گل بپا كني شب بر حريم خوابم اگر بگذري هنوز
اي نازنين درخت نخستين گناه من از ميوه هاي وسوسه. بارآوري هنوز
با جرعه اي ز بوي تو از خويش مي روم آه اي شراب كهنه كه در ساغري هنوز

آب و آبی با تو می جوشد , آسمان , یا هر چه رویایی است
سبز و سوری با تو می روید , زمین , یا هر چه زیبایی است
ارغنون و عشق با تو می ماند , لحن دل, یا آنچه لیلایی است
مهر و مینو با تو می تابد , آنچه روشن , آنچه تماشایی است
چشم می چرخد تورا و باغ می چرخد
من نمی گویم
خیل بارانهای بارآور که می چرخند ومی جوشند و میرویند
میگویند:
در چه چشمی با چه آیینی چنین آیینه آرایی است؟
من نمیدانم تو را آن سان که باید گفت
من نمی گویم
از تو گفتن پای دل در گل بالهای شعر من در بند
من نمی گویم
خیل باران های بارآور که می بارنند و می پویند و می جویند
می گویند:
تا نفس باقی است
زیبا
فرصت چشمت تماشایی است


آن شخص تصمیم گرفت به پروانه کمک کند و با قیچی پیله را باز کرد.پروانه به راحتی از پیله خارج شداما بدنش ضعیف و بالهایش چروک بود
قبولي دوباره در دانشگاه را به شخص شخيص والا مرتبه خودم تبريك مي گم .
محمد جان اميدوارم هميشه موفق باشي![]()
![]()
![]()
روی ادامه مطلب کلیک کنید.
کریس جنسن
اگر رویاهایت شکستند و فرو ریختند
بیمناک مباش
بی باک چنان باش که تکه ها را برگیری
و به دنیا لبخند بزنی
چه ...
رویاهایی که چنین آسان می شکنند
آسان نیز از نو ساخته می شوند
***************************************************************
نزدیک دورها سهراب سپهری
زن دم درگاه بود
با بدنی از همیشه
....
نمی گویم که مامان تو بدخوست اگر یک زن نکو باشد فقط اوست
مام تو از بهترین زنهای دهر است ولیکن زن همیشه عین زهر است
**************************************************************
يك ضرب المثل انگليسي ميگه:
اگه می خوای مثل آدم زندگی کنی مثل سگ بمیری مجرد باش ولی
اگه می خوای مثل سگ زندگی کنی مثل آدم بمیری متاهل باش
ای تبلور حقیقت توی لحظه های تردید تو منو از شب گرفتی تو منو دادی به خورشید
اگه باشی یا نباشی برای من تکیه گاهی برای من که غریبم تو رفیقی جون پناهی
ناجی عاطفه من شعرم از تو جون گرفته رگ خشک بودن من از تن تو خون گرفته
اگه مدیون تو باشم اگه از تو باشه جونم قدر اون لحظه نداره که منو دادی نشونم
وقتی شب شب سفر بود توی کوچه های وحشت
وقتی هر سایه کسی بود واسه بردنم به ظلمت
وقتی هر ثانیه شب طپش هراس من بود وقتی زخم خنجر دوست بهترین لباس من بود
تو با دست مهربونی به تنم مرهم کشیدی برام از روشنی گفتی پرده شبو دریدی
یاور همیشه مومن تو برو سفر سلامت غم من نخور که دوریت برای من شده عادت
ای طلوع اولین دوست ای رفیق آخر من به سلامت سفرت خوش ای یگانه یاور من
مقصدت هر جا که باشه هر جای دنیا که باشی اونور مرز شقایق پشت لحظه ها که باشی
خاطرت باشه که قلبت سپر بلای من بود
تنها دست تو رفیق دست بی ریای من بود